حسین رمضان نیا هستم
پس اینکه الان اینجایی یعنی میخوای بیشتر منو بشناسی، و راستش خیلی خوشحالم که این فرصت رو دارم باهات صحبت کنم.
من حدود سال ۱۳۹۳ اولین قدمهام رو توی دنیای طراحی سایت برداشتم. اون موقع فضای وب خیلی مبهم بود و هیچ آموزش درست و حسابی وجود نداشت. نه خبری از این پکیجهای جامع بود و نه راه میانبری که یک شبه راه صد ساله رو بری. مجبور بودم همه چیز رو با آزمون و خطا جلو ببرم، خودم تجربه کنم و کمکم یاد بگیرم. حتی الان هم باور دارم موفقیت یهشبه به دست نمیاد و با خرید یه دوره آموزشی قرار نیست از صفر برسی به صد؛ این مسیر صبر، تجربه و پشتکار میخواد.
اینکه الان این متن رو میخونی، یعنی دوست داری بیشتر مسیر حرفهای من رو بدونی، و راستش خیلی خوشحالم که این فرصت رو دارم باهات صمیمی حرف بزنم.
بعد از اینکه تجربههای زیادی توی طراحی وب کسب کردم، وارد دنیای تولید محتوای متنی شدم. حدود دو سال، بیش از دو هزار محتوا برای کسبوکارهای مختلف نوشتم و همین باعث شد یک تیم ۷ نفره تشکیل بدم؛ اولین تجربه کارآفرینی من همونجا شروع شد. این تیم کاملاً دورکاری بود. هیچ دفتر کاری نداشتیم، اما چون خودم قبلاً توی تیمهای مختلف به صورت دورکار فعالیت کرده بودم، یاد گرفته بودم چطور میشه از راه دور یک تیم رو مدیریت کرد. البته کار راحتی نبود، مخصوصاً برای اولین تجربه مدیریتیام، اما خودم رو مجبور میکردم همه چیز درست پیش بره و تیم شکست نخوره.
سال ۱۳۹۷ وارد حوزه سئو و دیجیتال مارکتینگ شدم؛ زمانی که این واژهها هنوز خیلی ناشناخته بودن. گوگل تازه داشت الگوریتمهاشو جدیتر میکرد و فضای تبلیغات دیجیتال هنوز جا نیفتاده بود. با وجود اینکه تیم تولید محتوا هنوز فعال بود، تصمیم گرفتم با برندهای بزرگتر همکاری کنم. این تصمیم یکی از بهترین تصمیمهای زندگی حرفهای من بود، چون تونستم با بیش از ۲۵ برند مطرح در ایران کار کنم؛ برندهایی که سالها قبل حتی برام دستنیافتنی به نظر میرسیدن، ولی حالا من مدیر بخشی از پروژههای بزرگشون شده بودم.
سال ۱۳۹۸ تصمیم گرفتم رویای شخصی خودم رو دنبال کنم و برند خودم رو بسازم: «آژانس دیجیتال مارکتینگ افرازتک». اون تیم تولید محتوا حالا یک نام رسمی داشت و خدماتش گستردهتر شده بود. در همون سالها، مدیر بخش مارکتینگ یک شرکت بزرگ واردات و صادرات هم شدم و کمپینهای تبلیغاتی بزرگی رو اجرا کردم که برام تجربههای خیلی ارزشمندی به همراه داشت.
افرازتک تا سال ۱۴۰۱ رشد خیلی خوبی داشت، با برندهای بزرگی همکاری کرد و تیم ما به ۱۷ نفر رسید. اما بعد از اتفاقات اون سال که در کشور ما ایران افتاد، کسبوکار مجبور شد متوقف بشه و این، بزرگترین شکست حرفهای من بود. همه چیز رو از صفر ساخته بودم و برای ریزترین بخشهاش برنامهریزی کرده بودم، اما یکباره از دست رفت. یک سال بعد از اون فقط فکر کردم، تحلیل کردم و روی خودم سرمایهگذاری کردم.
نتیجه این دوران، تولد مرکز آموزش روانشناسی «فرینش» شد؛ جایی برای آموزش روانشناسی به علاقهمندان این حوزه. این بار مسیر خیلی بهتر پیش رفت و حتی همزمان با ظهور ChatGPT، تصمیم گرفتم هوش مصنوعی رو بهصورت جدی یاد بگیرم. بعد از سیستمسازی کامل فرینش، شروع کردم به استفاده از هوش مصنوعی برای مدیریت کسبوکار خودم و بعد برای مشتریانی که میخواستن کسبوکارشون رو هوشمندتر کنن.
به زبان ساده، با استفاده از اتوماسیونهای هوش مصنوعی و یادگیری عمیق، تونستم بهرهوری کسبوکارم رو حدود ۷۰ درصد افزایش بدم و هزینهها رو کاهش بدم؛ چون خیلی از کارهایی که قبلاً نیروی انسانی انجام میداد، حالا سریعتر و دقیقتر توسط هوش مصنوعی مدیریت میشد.
و حالا در ۱۷ شهریور ۱۴۰۴، یک روز قبل از تولدم، تصمیم گرفتم برند شخصی خودم یعنی هورام رو راهاندازی کنم؛ جایی که تمام این تجربهها رو با شما به اشتراک میذارم، نه فقط برای آموزش، بلکه برای اینکه با هم جامعهای بسازیم که در استارتاپها و کسبوکارها پیشرو باشه و از هوش مصنوعی به بهترین شکل استفاده کنه.
ارادتمند شما حسین رمضان نیا | ۱۷ شهریور ۱۴۰۴ 🧡